@سازد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازد ... مقدمه چيزى را مى سازد ... بلامقدمه چيزى را مى سازد کسى که شايعه مى سازد ... جامعه ديگرى جدا مى سازد ... آماده و مهذب مى سازد ... در معنى جدا مى سازد ... موقتا ناخوشى را سبک سازد ... کرده و منعکس مى سازد ... به هم مربوط مى سازد ... بر ديوار خانه مى سازد هر چيزى که شخص را مقيد سازد ... ديوار خانه ها مى سازد