@سازمان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازمان آژانس يا سازمان کاريابى از نو سازمان دادن به با سازمان کلمه اى بدون سازمان تجديد سازمان تجديد سازمان کردن تشکيلات و سازمان دوباره سازمان دادن سازمان پرونده سازمان پليس مخفى سازمان پيمان مرکزى سازمان کارآگاهى سازمان بدن سازمان دادن سازمان داده ها سازمان دهنده سازمان سرى ضد سياه ... سازمان ضد جاسوسى سازمان ملل متحد سازمان هاى ادارى و مديريه کشور سازمان و تشکيلات قبيله اى سازمان يافته ... و گردانندگان يک سازمان شوراى امنيت سازمان ملل متحد عضو سازمان هاى سرى و مخفى واژه هاى شامل سازمان ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}