@سازمان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازمان آژانس يا سازمان کاريابى از نو سازمان دادن به با سازمان کلمه اى بدون سازمان تجديد سازمان تجديد سازمان کردن تشکيلات و سازمان دوباره سازمان دادن سازمان پرونده سازمان پليس مخفى سازمان پيمان مرکزى سازمان کارآگاهى سازمان بدن سازمان دادن سازمان داده ها سازمان دهنده سازمان سرى ضد سياه ... سازمان ضد جاسوسى سازمان ملل متحد سازمان هاى ادارى و مديريه کشور سازمان و تشکيلات قبيله اى سازمان يافته ... و گردانندگان يک سازمان شوراى امنيت سازمان ملل متحد عضو سازمان هاى سرى و مخفى واژه هاى شامل سازمان ـ (27) : 1 , 2