@سازى@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازى مونث سازى ميزان سازى ميزان سازى دقيق نگاره سازى نگاره سازى کامپيوترى نابود سازى خود ناتوان سازى ناخالص سازى نازک سازى ناقص سازى ناهم سازى نرده سازى نرم سازى نشان دار سازى نظم سازى نقطه سازى ... در پلاستيک سازى مصرف مى ... نماد سازى نهان سازى نهى سازى هجونامه سازى هم آهنگ سازى هم جنس و يک جور سازى همگانى سازى همگاه سازى واژه هاى شامل سازى ـ (393) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16