@سازى@16
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازى ... آواز يا سازى چون پيانو هموار سازى هنجار سازى هنجار سازى علامت واژگون سازى وابسته به تعويض يا جابجا سازى وابسته به سفال سازى وابسته به ميزان ديد و عينک سازى وابسته سازى وابسته سازى نشانوند وادار سازى وارونه سازى وانمود سازى ويران سازى يکپارچه سازى ناهمگون يکسو سازى يکى سازى يکى سازى ترکيب واژه هاى شامل سازى ـ (393) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16