@سازى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازى چند برابر سازى چوب بست سازى چوب تنکه سازى تنکه هاى در چوب سازى چيت سازى گراور سازى گراور سازى از روى شيشه عکاسى گراور سازى با خطوط کوتاه و بلند گراور سازى با سياه قلم گراور سازى با فولاد گراور سازى بانور آفتاب گراور سازى برقى گراور سازى به وسيله عکاسى گراور سازى به وسيله نور ... گراور سازى روى چوب گراور سازى روى فلز روى گراور سازى نوردى گروه سازى گشاد سازى عروق گل صورت سازى گمراه سازى گيج سازى کار سازى داشتن کارخانه چوب برى و الوار سازى کارخانه کشتى سازى واژه هاى شامل سازى ـ (393) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16