@سازى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازى کارخانه کنسرو سازى کارخانه آبجو سازى کارخانه رنگ سازى کارخانه سيم سازى کارخانه شراب سازى کارخانه ى اسلحه سازى کتاب سازى کرخانه فولاد سازى کره سازى کشتى سازى کف سازى کف سازى کردن کلاه سازى کم ارزش سازى کم سازى کمينه سازى کنسرو سازى کنش ور سازى کوچک سازى کوتاه سازى کوتاه سازى هجا کوتاه سازى واژه کوته سازى کوره فولاد سازى دهان باز آگاه سازى واژه هاى شامل سازى ـ (393) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16