@سازى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازى آبگونه سازى آباد سازى آبجو سازى آبراه سازى آبستن سازى آرد سازى آزاد سازى آشکار سازى آشيانه سازى آلت کنگره سازى آلت ملعبه سازى آلوده سازى ... دندان و آئينه سازى به کار مى ... آماده سازى آنزيم سازى ابتر سازى از نو سنگر سازى اساطير سازى استعاره سازى اسلحه سازى اسلوب سازى اسيد سازى افسانه سازى الوار سازى الوار يا تير مخصوص ستون سازى واژه هاى شامل سازى ـ (393) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16