@سازى@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازى امضاء سازى امولسيون سازى اندود سازى با دوام سازى باطل سازى بافت سازى بت سازى بخار سازى بدل سازى بدنام سازى بديهه سازى برگ برگ سازى برگ سازى برابر سازى برج و بارو سازى برطرف سازى برنج سازى برهنه سازى بزرگ سازى بلند سازى بلور سازى بنا سازى کردن بند بند سازى بنده سازى به وسيله عکاسى گراور سازى کردن واژه هاى شامل سازى ـ (393) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16