@سازى@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سازى زشت سازى زمينه سازى زنده سازى زيبا سازى زير بهينه سازى زير سازى زير سازى راه زيرپوش سازى کردن ساده سازى سازى که با دندان نگاه ... ساعت سازى سبک سازى سبک مبل سازى ساده و سبک سبد سازى سترون سازى سجع و قافيه سازى سرد سازى سست سازى سفت سازى سقف سازى سه گوش سازى سهل الهظم سازى سوار سازى سوخت و سازى سيم سازى بند بازى و آکروبات واژه هاى شامل سازى ـ (393) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16