@ساق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ساق گوشت ساق گاو برآمدگى ساق پاى اسب زره ساق زره ساق پا ساق پا ساق پاى مرغ ساق پوش ساق کوچک ساق بند ساق تيز ساق جوراب ضعف ماهيچه ى ساق پا قلم ساق گاو ماهيچه ساق پا مربوط بقسمت خارجى ساق پا مربوط به ساق و ران نرمه ساق پا