@سال@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سال ... از هزار سال ديگر اعتقاد ... دومرتبه در هر سال ... که آغاز سال نو مسيحيان ... سال پرنعمت سال چهارم دوره ليسانس سال گذشته سال کبيسه سال کسادى سال کم فعاليت سال کم محصول سال به سال سال تحصيلى سال جديد سال دانشگاهى سال شصتم سلطنت ويکتوريا ... سال نجومى سال نو سال نورى سال وفور محصول انگور سال ويژه شاگرد سال هاى اول و دوم دانشگاه ماه چهارم سال فرنگى ماه ژوئن پنجمين ماه سال مسيحى مدرسه بچه هاى کمتر از پنج سال مرخصى هر هفت سال يکبار واژه هاى شامل سال ـ (66) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}