@سالارى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سالارى پدر سالارى کليسا سالارى ديوان سالارى سرباز سالارى سه تن سالارى شگرد سالارى شرف سالارى طرفدار يزدان سالارى غوغا سالارى مادر سالارى مالک سالارى مربوط به خدا سالارى وابسته به پدر سالارى يا پدرشاهى وابسته به ديوان سالارى ... به شرف سالارى يا مالک ... يزدان سالارى