@سالن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سالن ... تلويزيون و سالن رقص صفحات ... ... يا در سالن انتظار استراحت ... کلفت يا پيشخدمت سالن پذيرايى کليساهايى که سالن دراز دارند بلندى قسمتى از کف سالن يا محلى سالن پذيرايى سالن پذيرايى خداى اودين سالن کليسا يا ساير ... سالن آرايش و زيبايى سالن استراحت سالن استراحت قطار سالن انتظار سالن بحث سالن بزرگ سالن بيماران سالن دراز و مستطيل سالن رسد خانه سالن رقص سالن زيبايى سالن سخنرانى عمومى سالن غذا خورى سرباز خانه سالن مشروب فروشى سالن موسيقى سالن ناهار خورى سالن نشيمن واژه هاى شامل سالن ـ (28) : 1 , 2