@سالن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سالن ... تلويزيون و سالن رقص صفحات ... ... يا در سالن انتظار استراحت ... کلفت يا پيشخدمت سالن پذيرايى کليساهايى که سالن دراز دارند بلندى قسمتى از کف سالن يا محلى سالن پذيرايى سالن پذيرايى خداى اودين سالن کليسا يا ساير ... سالن آرايش و زيبايى سالن استراحت سالن استراحت قطار سالن انتظار سالن بحث سالن بزرگ سالن بيماران سالن دراز و مستطيل سالن رسد خانه سالن رقص سالن زيبايى سالن سخنرانى عمومى سالن غذا خورى سرباز خانه سالن مشروب فروشى سالن موسيقى سالن ناهار خورى سالن نشيمن واژه هاى شامل سالن ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}