@سبب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سبب ... بخولق اسب که سبب لنگى آن است ... است و سبب ناراحتى عصبى ... به چه سبب به سبب بى سبب سبب اختلاف شدن سبب افتادن شدن سبب انشعاب شدن سبب بيزارى شدن سبب تاخير سبب ترکيب چيزى با هيدروژن شدن سبب خسارت شدن سبب خستگى يا دردسر سبب سقوط سبب شدن سبب شونده سبب عمده سبب فراموشى شدن سبب مباهات سبب نجات سبب و اثر شناسى سبب وجود شدن سبب وقوع امرى شدن ... جالبى که سبب عطف توجه ... مبنى بر سبب واژه هاى شامل سبب ـ (27) : 1 , 2