@سبد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سبد به قدر يک سبد بيد مخصوص سبد بافى ترکه براى ساختن سبد سبد کاغذ باطله سبد استوانه شکل بدون ... سبد ترکه اى سبد زباله و خاکروبه سبد سازى سبد صندوقى سبد ماهى گيرى