@سبز@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سبز پشت سبز پشم سبز چمن سبز نزديک محل سوراخ گلف گياه سبز در جنگل گياهان سبز کدو سبز کفک سبز آب سبز اسکناس پشت سبز انواع لوبيا سبز برگ سبز ... آلومينيوم به رنگ سبز روشن يا آبى بلوط سبز بوته هميشه سبز آسيايى تغذيه کننده از گياهان سبز جرم سبز ... گل در آن سبز کرده و براى ... جلگه سبز جلبک داراى رنگدانه زرد تا سبز جلبک سبز جو سبز شده خشک ... بالى که رنگ سبز مسى دارد خوراک راگو با لوبيا سبز ... برگ هاى نيمه سبز در فصل زمستان داراى رنگ سبز واژه هاى شامل سبز ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}