@سبزه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سبزه پوشيده از سبزه گوشت و سبزه هاى پخته که ... آدم سبزه يا گندم گون به رنگ قهوه اى و سبزه درآوردن سبزه تند سبزه رو سبزه قبا سبزه مايل به سياه سبزه ميان جنگل لغت رو مثل سياه رو يا سبزه رو نژاد سياه موى سبزه روى