@سبزيجات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سبزيجات ... پس از پختن سبزيجات در آن آبگوشت سبزيجات بريده شده تازگى سبزيجات ترشى ادويه و سبزيجات فرآوردن و نگاهدارى سبزيجات مخلوطى از سبزيجات پخته که ... ... گوساله و سبزيجات تهيه مى ...