@سبک@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سبک رفتار سبک رقص يا آهنگ سبک و بدون ضرب زن سبک سر زن سبک و جلف ساختمان به سبک مخصوص چين ... سبک پا سبک پريدن سبک کردن سبک باستانى سبک بافت سبک بخصوص نويسنده سبک بى قاعده و ناموزون موسيقى سبک حروف سبک دار سبک دست سبک رفتار سبک رفتن سبک روح سبک روحى سبک ساز سبک سازى سبک سر سبک سرى سبک شعر بزمى که شبيه ... سبک شعر روستايى واژه هاى شامل سبک ـ (127) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6