@ستايش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ستايش به طور قابل ستايش تمجيد و ستايش کردن ستايش چند خدا يکى پس از ديگرى ستايش کردن ستايش کننده ستايش آميز ستايش اغراق آميز ستايش نشده ستايش و احترام کردن ستايش و استقبال ... که براى ستايش ديگران بگويند شايان ستايش شايستگى ستايش شايسته ستايش و تقدير قابل ستايش