@ستون@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ستون پايه ستون پايه يا ستون تخت خواب ... به عنوان ستون يا پايه ... گچ برى بزرگ هلالى ته ستون گچبرى سر ستون ازاره يا ته ستون الوار يا تير مخصوص ستون سازى انحناى زياد ستون فقرات به ... بدنه ستون بدون ستون فقرات برآمدگى پايه ستون و امثال آن بى ستون تشکيل ستون فقرات ته ستون تير ستون ياشمع معدن جانوان فاقد ستون فقرات ... دو رديف ستون در طرفين ... داراى ساقه يا ستون ثابت داراى سقف مبتنى بر رديف ستون در ستون بدهى گذاشتن ديواريا جرز ستون نما رديف ستون رديف ستون هاى اطراف ايوان ... رشته مغزى و ستون فقراتى زائده جانبى ستون فقرات واژه هاى شامل ستون ـ (62) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}