@ستون@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ستون ستون هرمى شکل سنگى ستون وار ستون يک سل ستون فقرات شبيه ستون فقرات فاقد ستون پشتى فاقد ستون فقرات ... و جابجا کردن ستون فقرات قسمتى از سر ستون که شامل کتيبه ... قوس و فرو رفتگى ستون فقرات مجراى ستون فقرات هر چيزى شبيه ستون يا استوانه واژه هاى شامل ستون ـ (62) : 1 , 2 , 3