@سخت@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سخت امتحان سخت امتحان سخت براى اثبات بيگناهاى انتقاد سخت کردن انتقاد سخت و موشکافى ... مايعات روى سطوح سخت و جامد با سخت گيرى بافت سخت سلولى بستن و سخت شدن بسيار سخت تکان سخت تکان سخت خوردن تکان سخت دادن تکان سخت درختان جنگل ... تکان شديد و سخت تشنج سخت تصلب و سخت شدن عضلات ... روى سنگ يا مواد سخت تعصب سخت مذهبى توفان سخت درياى چين جان سخت جانور سخت پوست برابر پاى جسم جامد و سخت جسم سخت و جامد و متراکم جنگ سخت تن به تن حلزون داراى کفه هاى صدفى سخت واژه هاى شامل سخت ـ (154) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}