@سخت@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سخت حمله سخت ... لايه هاى سخت و متراکم ... خارش سخت خرابى سخت افزارى خشک شده به وسيله انجماد سخت دچار هراس سخت شدن داراى پوشش سخت کردن داراى زندگانى سخت و مشکل داراى عضلات سفت و سخت داراى فلس هاى سخت و براق ... عقايد دينى سخت گيرى کردن درد سخت دل سخت ذغال سنگ سخت ذغال سنگ سخت و سنگى شرح وقايع رده سخت پوستان سخت پوست سخت پوست شناس سخت پى سخت گاز گرفته شده سخت گير سخت گير در قضاوت سخت گيرى سخت گيرى در سياست سخت گيرى و انضباط خشک واژه هاى شامل سخت ـ (154) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}