@سخن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سخن پخش و سخن پراکنى به وسيله راديو پشت سرکسى سخن گفتن پيش سخن گستاخانه سخن گفتن با ... آهسته و ناشمرده سخن مى گويد کم سخن ادات سخن اداى سخن اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن با تهديد سخن گفتن با حال خميازه سخن گفتن با خشم سخن گفتن ... کردن در سخن امساک کردن با سخن حمله کردن با شبهه و ترديد سخن گفتن با صداى نرم و عاشقانه سخن گفتن با عصبانيت سخن گفتن با نفس بريده بريده سخن گفتن باناله سخن گفتن به سخن پرداختن تکيه سخن تند و مغشوش سخن گفتن تند و ناشمرده سخن گفتن جويده سخن گفتن ... زيبا در هنگام سخن گفتن واژه هاى شامل سخن ـ (116) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5