@سخن@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سخن سخن يکنواخت سخن يا نامه دراز و خسته کننده شمرده سخن گفتن صحبت کردن سخن طرز سخن گفتن طرزبيان و لحن سخن شخص در يک ... قادر به درک سخن نبودن قطع ناگهانى سخن ... مرسوم رفتار و آداب سخن ... نامبرده به آن سخن مى گويند محتاط در سخن مقتدرانه سخن گفتن نيرنگ در سخن هم سخن وابسته به سخن چينى يا شايعات يکنواخت سخن گفتن واژه هاى شامل سخن ـ (116) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5