@سر@13
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سر فرق سر را تراشيدن فشار با سر قسمت تراشيده سر کشيش قسمت جلو سر نرم تنان و حلزونها قسمت سر قسمتى از سر ستون که شامل ... ... که با حقيقت سر و کار دارد قطع سر مانند سر ماهوت پاک کن مخصوص موى سر ماهيچه سه سر مبتلا به دوار سر متمايل به طرف سر مجسمه اى که سر و دست و ... مجلس انس پر سر و صدا مربوط به جلو سر مرض سر درد مستلزم بريدن سر يا قتل مشاجره بر سر لفظ مهمانى پر سر و صدا ... بدن شير و سر و سينهزن موى سر موى سر درجلو گوشها موى سر را از ته زدن موى سر را با قيطان ... واژه هاى شامل سر ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15