@سر@13

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سر فرق سر را تراشيدن فشار با سر قسمت تراشيده سر کشيش قسمت جلو سر نرم تنان و حلزونها قسمت سر قسمتى از سر ستون که شامل ... ... که با حقيقت سر و کار دارد قطع سر مانند سر ماهوت پاک کن مخصوص موى سر ماهيچه سه سر مبتلا به دوار سر متمايل به طرف سر مجسمه اى که سر و دست و ... مجلس انس پر سر و صدا مربوط به جلو سر مرض سر درد مستلزم بريدن سر يا قتل مشاجره بر سر لفظ مهمانى پر سر و صدا ... بدن شير و سر و سينهزن موى سر موى سر درجلو گوشها موى سر را از ته زدن موى سر را با قيطان ... واژه هاى شامل سر ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}