@سر@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سر ميخ کوچک بى سر ناگهان سر خوردن نامه سر گشاده ... را به صورت سر و تن انسان ... نماى سر در نمايش پر سر و صدا نمايش پر سر و صدا و تو خالى ... همراه با شوخى و سر و صدا نوک يا سر کوچک ... تماشاخانه بالاى سر تماشاچيان را ... ... شکنجه قديمى که سر و دست مجرم ... نوعى سنجاق سر زنانه ... شلوار و جوراب سر هم و چسبان نيزه اى که سر آن ميوه کاج ... ... گشادکه در سر زانو جمع ... هاله يا نور گرداگرد سر مقدسين هر آلتى که روى سر قرار مى گيرد وابسته به سر وابسته به سر اسحق نيوتن ... واقع در جلو سر واقع در جلوى سر وردست سر عمله ورزش و آکروبات با سر ... درون حفره هاى سر يا جيب هاى ... ... کاتوليک روم بر سر مى گذارند واژه هاى شامل سر ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}