@سر@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سر گيره موى سر گيس پشت سر گيسوى بافته و پشت سر انداخته کار سر هم بندى کار سر هم بندى کردن کارت سر آمد کاسه سر کاميون سر بسته کلاه از سر برداشتن کلاه را از سر برداشتن کلاه سر گذاشتن ... اعدام بر سر محکوم گذارند ... اى که در سر آغاز فصل يا ... کلنگ دو سر کلنگ دو سر به کار بردن کوسه ماهى باريک سر اقيانوس آگهى پر سر و صدا کردن آب در سر ... شيرينى که در سر چوب نصب شده ... آدم پر سر و صدا آدم پر سر و صدا و جيغ و داد کن آدم کثيف و بى سر و پا آرايش سر ... از خود بر سر کار مى برد اره دو سر و دو دسته واژه هاى شامل سر ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}