@سرتاسر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرتاسر ... به معنى همه و سرتاسر کامل سرتاسر داراى نفوذ کامل در سرتاسر جهان در سرتاسر در سرتاسر کشور در سرتاسر ادامه دادن يا کشيدن در سرتاسر جهان در سرتاسر شب در سرتاسر مزرعه سرتاسر جهانى سرتاسر سوراخ کردن سرتاسر سوراخ شدن سرتاسر محلى را فراگرفتن عبور کننده از سرتاسر قاره ... سطح دريا در سرتاسر جهان مربوط به سرتاسر جهان وابسته به سرتاسر اقيانوس آرام