@سرخ@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرخ ... گياهانى که سرخ پوستان آمريکايى ... برش سيب زمينى سرخ کردن ... زمينى را در روغن سرخ کردن بودادن و سرخ کردن تکه اى گوشت سرخ کرده يا کباب ... تب سرخ تمشک سرخ خوراکى ... قبايل مختلف سرخ پوستان روى ... جوش هاى سرخ بدن خاک سرخ خاک سرخ مايل به زرد خوراک ماهى و سيب زمينى سرخ کرده ... مرکب از گوشت سرخ کرده و ادويه خيمه مخروطى سرخ پوستان داراى موى سرخ در روغن سرخ کرده درخت کندر سرخ درخت تو سرخ ... جانورى که سرخ پوستان حفظ ... دهکده سرخ پوستان ديژيتال سرخ ذغال سرخ رنگ سرخ آتشى رنگ عقيق جگرى يا سرخ مسى زرنيخ سرخ واژه هاى شامل سرخ ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}