@سرخ@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرخ سوسک تغذيه کننده از گل سرخ سيب زمينى سرخ کرده سينه سرخ سينه سرخ اروپايى و آمريکايى سينه سرخ جنگلى شکر سرخ شاه ماهى سرخ شبيه گل سرخ ... فروش ميان سرخ پوستان است شقايق سرخ ... زيبايى که سرخ پوستان آمريکايى ... صليب سرخ طبل سرخ پوستان عطرگل سرخ عقيق سرخ غذا را سرخ کردن فرو سرخ فيله ماهى سرخ کرده قبيله سرخ پوست ساکن فلوريدا قهوه مايل به سرخ لکه هاى سرخ بدن که نشانه ... ... پوسته خرچنگ سرخ مى کنند مرغ سينه سرخ اروپايى مريم سرخ ميوه تو سرخ واژه هاى شامل سرخ ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}