@سرخس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرخس گياهان آوندى خانواده سرخس سرخس برگ شمشيرى سرخس تخمى سرخس دار سرخس شناسى سرخس مارزبان سرخس مانند سرخس نخلى سرخس نر مطالعه علمى سرخس ها هاگ گرد مانند و غير جنسى سرخس