@سرد@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرد سرد سازى سرد و بى محبت سرد و مرطوب شربت سرد فوق العاده سرد فوق العاده سرد کردن مرطوب و سرد ... يا مخزن سرد کننده شراب ... که در هواى سرد و شفاف به ... يخچال خيلى سرد واژه هاى شامل سرد ـ (35) : 1 , 2