@سرزمين@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرزمين کليه گياهان يک سرزمين ... جانوران يک سرزمين يايک زمان کليه مرغان يک سرزمين ... که در سرزمين هاى مرتفع ... سرزمين پرنعمت سرزمين گود و مرطوب سرزمين جنوب سرزمين خواب و خيال سرزمين دلخواه سرزمين زر سرزمين عجائب سرزمين موعود اسرائيل سرزمين نامسکون و رام نشده سرزمين يخى