@سرعت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرعت پر سرعت پورت افزايش سرعت جهت کارهاى ... پياده و با سرعت رفتن ... هواپيما بمنظور کاستن سرعت آن کاستن سرعت کاهش سرعت از روى سرعت و عجله از سرعت چيزى کاستن ازدياد توليد يا سرعت و غيره افزايش سرعت اندازه گير سرعت چرخش با حداکثر سرعت دويدن با سرعت با سرعت کامل با سرعت از جاى جستن با سرعت جلو رفتن با سرعت حرکت کردن با سرعت راندن با سرعت زياد با سرعت زياد حرکت کردن با سرعت عقب نشينى کردن با سرعت و انرژى حرکت کردن با سرعت و بى دقتى با سرعت و تعجيل بر سرعت افزودن واژه هاى شامل سرعت ـ (56) : 1 , 2 , 3