@سرعت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرعت تنظيم کننده سرعت تنظيم سرعت چيزى حداکثر سرعت مجز در جاده ... داراى سرعت سير هواپيماى جت در سرعت سبقت گرفتن بر دستگاه سرعت سنج هوا سرعت پشت سر هم سرعت چرخش سرعت گرفتن سرعت انتقال داده ها سرعت جريان سرعت دادن سرعت داشتن سرعت ذره اى سرعت سنج سرعت سنج کشتى سرعت سير سرعت سير هوايى سرعت عملياتى سرعت مافوق صوت سرعت مجاز سرعت مخابره سرعت نما ... هواپيماى داراى سرعت مافوق صوت عجله و سرعت واژه هاى شامل سرعت ـ (56) : 1 , 2 , 3