@سرقت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرقت آثار ادبى ديگران را سرقت کردن آدم سرقت کردن با اسلحه سرقت کردن جنون سرقت سرقت گوسفند سرقت کردن سرقت اتومبيل براى خوشگذرانى ... سرقت اشياء مقدسه سرقت اموال پر قيمت سرقت عظيم سرقت مسلح سرقت مسلحانه سرقت مسلحانه کردن عاشق سرقت مرتکب سرقت