@سرمايه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرمايه اتلاف سرمايه اعطاء کردن سرمايه گذاردن بدون سرمايه تبديل به سرمايه کردن ترکيب سرمايه شرکتى را ... جمع آورى سرمايه جمع مبلغ سرمايه حساب دارايى و سرمايه رژيم سرمايه دارى رقابت آزاد درسيستم سرمايه دارى سرمايه گذار سرمايه گذارى سرمايه گذارى کردن سرمايه گذارى مجدد سرمايه گذارى مجدد کردن سرمايه گذارى مشترک و مساوى کردن سرمايه گراى سرمايه گرايى سرمايه کار سرمايه اصلى سرمايه اضافه اندوختن سرمايه امانى سرمايه بانک سرمايه تهيه کردن سرمايه ثابت يا هميشگى واژه هاى شامل سرمايه ـ (40) : 1 , 2