@سرمايه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرمايه اتلاف سرمايه اعطاء کردن سرمايه گذاردن بدون سرمايه تبديل به سرمايه کردن ترکيب سرمايه شرکتى را ... جمع آورى سرمايه جمع مبلغ سرمايه حساب دارايى و سرمايه رژيم سرمايه دارى رقابت آزاد درسيستم سرمايه دارى سرمايه گذار سرمايه گذارى سرمايه گذارى کردن سرمايه گذارى مجدد سرمايه گذارى مجدد کردن سرمايه گذارى مشترک و مساوى کردن سرمايه گراى سرمايه گرايى سرمايه کار سرمايه اصلى سرمايه اضافه اندوختن سرمايه امانى سرمايه بانک سرمايه تهيه کردن سرمايه ثابت يا هميشگى واژه هاى شامل سرمايه ـ (40) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}