@سرود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرود کتاب سرود کتاب سرود مذهبى کلوب يا باشگاه آواز و سرود انعکاس يا جواب سرود و موسيقى بند گردان سرود به صورت دسته جمعى سرود خواندن سرود چند صدايى سرود چوپانى سرود کوچک سرود افتتاحيه سرود برگردان سرود تهليلى سرود جمعى سرود حمد و ثنا سرود خوان کليسا سرود خواندن سرود خوانى سرود دسته جمعى سرود دلفريب و افسونگرانه سرود روحانى سرود ساز سرود شامگاه سرود شناسى سرود عاشقانه چند نفرى سرود عروسى واژه هاى شامل سرود ـ (49) : 1 , 2