@سرور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرور پر سرور و نشاط با سرور و شعف با سرور و نشاط جشن و سرور داراى سرور و نشاط روز سرور و شادى سرور آميز سرور و نشاط شادى و سرور عمومى شرکت کننده درجشن و سرور وجد و سرور