@سريع@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سريع ... رويش و پيشرفت سريع باشد نگاه سريع ... دکلى سبک و سريع السير نوعى رقص سريع فرانسوى هضم سريع و از روى عجله ... تغييرات کوچک و سريع هوا را ضبط ... واژه هاى شامل سريع ـ (81) : 1 , 2 , 3 , 4