@سرپرست@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرپرست کشيش سرپرست کليسا آدم بى سرپرست افسر سرپرست بى سرپرست داراى قيم يا سرپرست رئيس يا سرپرست بخش سرپرست خانه متصدى و سرپرست تفريحات و ... وابسته به سرپرست