@سرپوشيده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرپوشيده گذر سرپوشيده گودال سرپوشيده استخر شناى سرپوشيده ايوان سرپوشيده ايوان يا گردشگاه سرپوشيده بيرون از جاى سرپوشيده جاى سرپوشيده دالان سرپوشيده راه سرپوشيده راهرو سرپوشيده نهر سرپوشيده ورزشگاه سرپوشيده