@سرکه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سرکه کلم رنده شده و آب پز با سرکه آب نمک که سرکه و شراب و ... تبديل به سرکه کردن ... اثر اضافه شدن جوهر سرکه تنگ کوچک ادويه يا سرکه جوهر سرکه جوهر سرکه اى جوهر سرکه سازى سرکه اى سرکه مانند ... مرغ و آب ليمو و سرکه نمک جوهر سرکه