@سطح@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سطح ... چند نقطه از سطح آب بخورد پوشاندن سطح کف روى سطح فلزات مذاب کوژى يا کاوى سطح آب در لوله ... بين دو نقطه در روى سطح اختلاف سطح اختلاف سطح آستانه اى از سطح خارج بداخل نفوذ کردن انحراف از سطح تراز بر روى سطح پخش کردن برآمدگى در سطح صاف تکليف سطح پايين تراز يا سطح دريا ... متبلور شده در زير سطح زمين تصبيت کننده اختلاف سطح تغييرات سطح زمين در اثر ... ... داراى اختلاف سطح از يکديگر ... تلفيق سطح پايين تنظيم کننده اختلاف سطح جانور ريز شناور بر سطح دريا ... زيادى را در سطح زمين طى مى ... جسم واقع در سطح جهان نماى سطح نما خط ميزان و تراز کشتى با سطح آب داراى دو سطح استوانه اى ... واژه هاى شامل سطح ـ (90) : 1 , 2 , 3 , 4