@سطح@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سطح موجود در زير سطح ... شناور آزاد بر سطح دريا ميله مدرج سطح سنج نسبت ميان تقاطع دو سطح ... احداث خط يا سطح يا جسمى مى ... نوعى ماهى زيستگر در سطح آب هم سطح کننده وابسته به زير سطح وابسته به سطح هاگدار و ... ... زمين پيمايى در سطح کره واحد اندازه گيرى سطح زاويه دار ... مربع از سطح غير متشعشع واقع در سطح خارجى واقع در سطح غضروف ... هواپيما تقسيم بر سطح زير آن واژه هاى شامل سطح ـ (90) : 1 , 2 , 3 , 4