@سطحى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سطحى سوختگى سطحى مطالعه کننده سطحى مقياس سطحى معادل يک چهارم جريب ... يا خط يا سطحى که سبب احداث ... نمايش سطحى و بد ... که داراى سطحى تراشيده است واقع در قسمت سطحى خاک واژه هاى شامل سطحى ـ (32) : 1 , 2