@سفت@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سفت سفت و سخت کردن سفت و محکم ... از آن خارج و سفت مى شود ... فنرى که پشتش سفت و مقعر است ... بدون دانه و نسبتا سفت است قابل سفت شدن در مقابل حرارت ... دسته هاى چوبى و سفت يخ سفت واژه هاى شامل سفت ـ (33) : 1 , 2