@سفره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سفره پيشخدمت سفره دستمال کوچک سر سفره دستمال سفره دستمال سفره و سفره و غيره سفره اى سفره خانه افسران کشتى سفره و ملافه هاى خانه ظروف سفره لوازم ميز يا سفره مخصوص لوازم سفره